باشو
قالب وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم


 

 

 

 

 

 

وای امرالله جان دستت دردنکنه عالی شد مامان جان....بالاخره به قولت

عمل کردی ممنونم...به این میگن پسر ,اونم ازنوع بامعرفتتشویقتشویقتشویقتشویقاوهقلبقلب

________________________________________________________________

حدیث نوشت:

«نهج الفصاحه، ح 850»

 

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: بهترین بندگانِ خداوند کسانی

هستند که به وعده ها وفا کنند و بوی خوش به کار برند.

 

 

_______________________________________________________________

استمداد ملی:امضا,جهت آزادی 5 تن مرزبانان کشورعزیزمان به این

آدرس برویدwww.tpm.ir

 

 


[ ۱۳٩٢/۱٢/۱٩ ] [ ٢:٤٩ ‎ب.ظ ] [ عمه ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ازبچگی شنیده بودم که چهارشنبه خاتون خیلی پیش خداوندعزیزه

وچهارفرزند داره واکثراحرفش در روز های اسفندومخصوصا درچهارشنبه

آخرسال بیشتربه گوش میرسید.درایام نوجوانی در خانه ای که ساکن

بودیم ,صاحبخانه تصمیم به فروش گرفت وماهم که تعدادمون زیادبودپدرم

دریک بن بستی قرارگرفته بود(بدلیل تعدادزیاد خونه بهمون نمیدادن)...

درهمون سال چهارشنبه سوری مادربزرگ خدابیامرزم به من گفت باید

بری و اینو ازچهارشنبه خاتون برامون بگیری.(منم کنجکاو وترسو)ترسو

ازاین نظرمیگفتن اگر اعتقادنداشته باشی چوبشو میخوری)..خلاصه منم

طبق دستورایشون (خدابیامرزدش)وضو گرفتم دورکعت نمازخوندم یک

قرآن ویک قفل بدستم دادووسط لنگه ی دراتاق بهم یاد دادچی از

چهارشنبه خاتون بخوام (البته داشتم سکته میکردم)...باسلام وصلوات 

بنده دخترک لاغراندام باچادری گلداروسکوتی سهمگین براه افتادم

رمزش سکوت بود.

ازکوچه بیرون اومدم ازدور دوتامرد رادرحال گفتگودیدم وچون بهم گفته

بودن  باید سر چهار راه بروم خیلی جدی نگرفتم واون دومرد را...

اماتا رسیدم کنارشون یکی ازدومردباعصبانیت گفت بعله آقا خونه خیلی

بزرگه چهارتامستراح ودوتا چاه داره...............خندهخنده

تا اینوشنیدم یقین کردم که جوابموگرفتم اماچون درست نبود برگردم

رفتم بالاتروبرگشتم.....................(بنده 14ساله بودم)

گذشت وگذشت تا خردادسال جدید پدرم خونه ای پیداکردباهمین

مشخصات.....

یکباردیگردرسال 60 همون کاراروتکرارکردم (ببینم همچنان مستجاب

الدعوه میشوم؟)

برای حاملگی خواهرم رفتمو هنوز100مترنرفتم که دوتاخانوم بایک

دختربچه نق نقو(گریان)ازکنارم ردشدندبا این حرف(انقدربچه بیاری خسته

بشی)

 

_________________________________________________________

باورنوشت1:اونموقع مردم به مکانیسم انرژی واقف نبودن ومن فکرمیکنم

این همون   انرژیی هست که الان میگویندکه مثبت ومنفی داره

باورنوشت 2:ایناهمش برمیگرده به اعتقادات خالص وزلال پیشینیان ماکه

همه چیز را  ازخداباواسطه ی صلحامیخواستند

یادآورنوشت:خواهرم همونسال حامله شد وبعدازاون دارای

5فرزنددخترشدند...اینم عکس آرتادخت نوه ی خواهرم (خانوم زائر)

 

[ ۱۳٩٢/۱٢/۱۸ ] [ ٩:٠۳ ‎ق.ظ ] [ عمه ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خیلی خسته ام...امشب تنها یک آرزو دارم :خدایا آنچنان محکم بغلم کن

که هیچ استخوانی نق نزند...خدای من تنهاتو مرهم دردمنی ولاغیرناراحت

 

 

التماس دعا

 

پ.ن:امشب به مهمونام خیلی خوش گذشت .کاشناراحتناراحت

 

مناسبت نوشت:


شاعر : قیصر امین پور

دلش دریای صدها کهکشان صبر
غمش طوفان صدها آسمان ابر

دو چشم از گریه همچون ابر خسته
ز دست صبرِ زینب، صبر خسته

صدایش رنگ و بویی آشنا داشت
طنین ِموج آیات خدا داشت

زبانش ذوالفقاری صیقلی بود
صدا، آیینه ی صوت علی بود

چه گوشی می کند باور شنیدن؟
خروشی این چنین مردانه از زن

به این پرسش نخواهد داد پاسخ
مگر اندیشه ی اهل تناسخ :

حلول روح او، درجسم زینب
علی دیگری با اسم زینب

زنی عاشق، زنی اینگونه عاشق
زنی، پیغمبر ِقرآن ناطق

زنی، خون خدایی را پیامبر
زن و پیغمبری ؟ الله اکبر

 

روزپرستاراولا برهمسران جانبازان ایرانم وسپس برپرستاران عزیزمبارکباد

[ ۱۳٩٢/۱٢/۱٦ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ] [ عمه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اهل وساکن رشت پرستاربازنشسته متاهل دارای یک فرزند علاقمندبه فوتبال -هنرهای دستی-شعر هرکسی که به وبلاگم افتخارخوندن بدهد درلینکم واقع میشود مگر بی آدرس باشد.
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب
 Milad Shamsaii:  ذکر روزهای هفته