باشو:این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست

آخرین سکانس

بسم الله الرحمن الرحیم


 

20/12/1365

روزیکه هرگز از یادنمی برم.

پدر یعنی تپش در قلب خانه

پدر یعنی تسلط بر زمانه

پدر احساس خوب تکیه بر کوه

پدر یعنی تسلا، وقت اندوه

         روحت شاد

 

اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/٢٠ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ توسط عمه نظرات () ]

تشکر تشکر(بجهت تغییرقالب )

بسم الله الرحمن الرحیم


 

 

 

 

 

 

وای امرالله جان دستت دردنکنه عالی شد مامان جان....بالاخره به قولت

عمل کردی ممنونم...به این میگن پسر ,اونم ازنوع بامعرفتتشویقتشویقتشویقتشویقاوهقلبقلب

________________________________________________________________

حدیث نوشت:

«نهج الفصاحه، ح 850»

 

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: بهترین بندگانِ خداوند کسانی

هستند که به وعده ها وفا کنند و بوی خوش به کار برند.

 

 

_______________________________________________________________

استمداد ملی:امضا,جهت آزادی 5 تن مرزبانان کشورعزیزمان به این

آدرس برویدwww.tpm.ir

 

 


+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱٩ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ توسط عمه نظرات () ]

افسانه خاتون

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ازبچگی شنیده بودم که چهارشنبه خاتون خیلی پیش خداوندعزیزه

وچهارفرزند داره واکثراحرفش در روز های اسفندومخصوصا درچهارشنبه

آخرسال بیشتربه گوش میرسید.درایام نوجوانی در خانه ای که ساکن

بودیم ,صاحبخانه تصمیم به فروش گرفت وماهم که تعدادمون زیادبودپدرم

دریک بن بستی قرارگرفته بود(بدلیل تعدادزیاد خونه بهمون نمیدادن)...

درهمون سال چهارشنبه سوری مادربزرگ خدابیامرزم به من گفت باید

بری و اینو ازچهارشنبه خاتون برامون بگیری.(منم کنجکاو وترسو)ترسو

ازاین نظرمیگفتن اگر اعتقادنداشته باشی چوبشو میخوری)..خلاصه منم

طبق دستورایشون (خدابیامرزدش)وضو گرفتم دورکعت نمازخوندم یک

قرآن ویک قفل بدستم دادووسط لنگه ی دراتاق بهم یاد دادچی از

چهارشنبه خاتون بخوام (البته داشتم سکته میکردم)...باسلام وصلوات 

بنده دخترک لاغراندام باچادری گلداروسکوتی سهمگین براه افتادم

رمزش سکوت بود.

ازکوچه بیرون اومدم ازدور دوتامرد رادرحال گفتگودیدم وچون بهم گفته

بودن  باید سر چهار راه بروم خیلی جدی نگرفتم واون دومرد را...

اماتا رسیدم کنارشون یکی ازدومردباعصبانیت گفت بعله آقا خونه خیلی

بزرگه چهارتامستراح ودوتا چاه داره...............خندهخنده

تا اینوشنیدم یقین کردم که جوابموگرفتم اماچون درست نبود برگردم

رفتم بالاتروبرگشتم.....................(بنده 14ساله بودم)

گذشت وگذشت تا خردادسال جدید پدرم خونه ای پیداکردباهمین

مشخصات.....

یکباردیگردرسال 60 همون کاراروتکرارکردم (ببینم همچنان مستجاب

الدعوه میشوم؟)

برای حاملگی خواهرم رفتمو هنوز100مترنرفتم که دوتاخانوم بایک

دختربچه نق نقو(گریان)ازکنارم ردشدندبا این حرف(انقدربچه بیاری خسته

بشی)

 

_________________________________________________________

باورنوشت1:اونموقع مردم به مکانیسم انرژی واقف نبودن ومن فکرمیکنم

این همون   انرژیی هست که الان میگویندکه مثبت ومنفی داره

باورنوشت 2:ایناهمش برمیگرده به اعتقادات خالص وزلال پیشینیان ماکه

همه چیز را  ازخداباواسطه ی صلحامیخواستند

یادآورنوشت:خواهرم همونسال حامله شد وبعدازاون دارای

5فرزنددخترشدند...اینم عکس آرتادخت نوه ی خواهرم (خانوم زائر)

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱۸ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ توسط عمه نظرات () ]

محکم بغلم کن!+ولادت حضرت زینب سلام الله

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خیلی خسته ام...امشب تنها یک آرزو دارم :خدایا آنچنان محکم بغلم کن

که هیچ استخوانی نق نزند...خدای من تنهاتو مرهم دردمنی ولاغیرناراحت

 

 

التماس دعا

 

پ.ن:امشب به مهمونام خیلی خوش گذشت .کاشناراحتناراحت

 

مناسبت نوشت:


شاعر : قیصر امین پور

دلش دریای صدها کهکشان صبر
غمش طوفان صدها آسمان ابر

دو چشم از گریه همچون ابر خسته
ز دست صبرِ زینب، صبر خسته

صدایش رنگ و بویی آشنا داشت
طنین ِموج آیات خدا داشت

زبانش ذوالفقاری صیقلی بود
صدا، آیینه ی صوت علی بود

چه گوشی می کند باور شنیدن؟
خروشی این چنین مردانه از زن

به این پرسش نخواهد داد پاسخ
مگر اندیشه ی اهل تناسخ :

حلول روح او، درجسم زینب
علی دیگری با اسم زینب

زنی عاشق، زنی اینگونه عاشق
زنی، پیغمبر ِقرآن ناطق

زنی، خون خدایی را پیامبر
زن و پیغمبری ؟ الله اکبر

 

روزپرستاراولا برهمسران جانبازان ایرانم وسپس برپرستاران عزیزمبارکباد

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱٦ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ توسط عمه نظرات () ]

ماه ترمز بریده!!!!!!!!!!!!!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ماهی پرازاسترس والتهاب .شوق نوشدن هاودلهره ی کم آوردنها!!!!!!!!!

ماهی بنظرکوتاهترین ماه سال!به لحاظ تعداد روزها چندان فرقی

ندارداما بسان ماشینی که ترمزش بریده وراننده اش قادربه کنترلش

نیست...

حالاکه اضطراب تحول وتغییرسال بقدرکافی تنش زاهست .پس برای

کنترل ومدیریت این تنش سعی کنیم عوامل جانبی براین حالت

مافشارمضاعف واردنکند....

چه بهترکه والدین عزیزبه فرزندانشان مسئله دیدوبازدید هاراطوری القا

نکنندکه هرکی دوم بازدید بشود یعنی ارزش واعتبارکمتری دارد....

چون جوونای ما باهزارآرزو به خانه ی بخت میروندونیازمندحسن سلوک

وسازش هستند.

بارسم ورسوم بی منطق جلوی شادیهاشون سد نشویم.فرق

نمیکنداول بدیدن کدام والدین برویم مهمترین مسئله دراین ایام همون

حضور شادمانه و رفتارصلح آمیزهردو عزیز  مطرح ومدنظرباشد.

بامید صلح جهانی بین عروس ومادرشوهر

و همچنین داماد و مادرزن

 

 

این آدرس حرفهاش شنیدنی استhttp://ghatilalabarat.persianblog.ir/post/30

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حدیث نوشت1:

 

 امام محمد باقر علیه السلام فرموده اند :


به راستی که خداوند عزوجل بر زنان و مردان جهاد را واجب کرده است

اما جهاد  مردان آن است که (برای حفظ دین و مملکت) مال و خون خود

را بذل  کنند تا در  راه خدا کشته شوند و اما جهاد زن آن است که در

مقابل دشواری های زندگی   همسرش صبر کند.مکارم الاخلاق فی

حق الزوج علی المراة (ط بیروت ص 215

)

حدیث نوشت 2:

 

. حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند :

 

بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد

و   ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و

بخشنده اند.دلال الامامه و کنزالعمال ، ج ‌7، ص225

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱۱ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ توسط عمه نظرات () ]

هدیه حضرت فاطمه سلام الله علیها(شادومادمعرفی میشود)

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آقاسیدغریب آشنامدیروبلاگ از روزبه تاسلمان محمدی بحول قوه الهی

دامادشد.هوراتشویقتشویقلبخند

http://parvazeeshgh.persianblog.ir/

 

 

 


 

شعر ازدواج حضرت امیر المومنین (ع)وحضرت زهرا(س):

 

دست خدا چو دست به سوی خدا گرفت

در اصل مصطفی زعلی اذن را گرفت

 

دیدند خواستگار علی بود ظاهرا

یک روح بود عشق ولی در دوتا بدن

 

زهرا اگر نشست علی هم به پیش رفت

الحق علی به خواستگاری خویش رفت

 

زهرا همان علی ست ولی در پس حجاب

غیر از بلی چه چیز به حیدر دهد جواب؟

 

توحیدری و هرچه که فریاد زد سروش

 پیدا نشد برای تو در عرش ساق دوش

 

بی ساق دوش آمده بر دوش ذوالفقار

دست خدا نموده به پا کفش وصله دار

 

دنیا شنید گرچه ز لب های مصطفی

در اصل خطبه خواند برای شما خدا

 

چون در شب زفاف شما فرش می شود

با این دلیل عرش خدا عرش می شود

 

سابیده اند قند ستاره به تور ابر

در عقد هم شدند دوتا رشته کوه صبر

 

زَوّجتُ عشق جزء سپاه علی در آ

اَنکَحتُ فاطمه به نکاح علی در آ

 

از تو بهشت تا که جوابت بلی شود

با تو علی میان خلایق علی شود

 

در بند تو زده پدر خاک را خدا

عقد تو کرده جمله ی "لولاک" را خدا

 

کردند اشک های علی را محاسبه

مهریه ی تو آب شد عندالمطالبه

 

آتش گرفت علقمه و نیل گُر گرفت

هذاموکّلی پر جبریل گُر گرفت

 

دم رفت توی سینه ولی بازدم رسید

دست علی و فاطمه کم کم به هم رسید...

 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن1:این پست صرفا بجهت عقدازدواج یکی ازعزیزان وبلاگی گذاشته

شده ...لطفا برای خوشبختی  ایشان دعا بفرمائید.

پ.ن2:دست دعا ازدامن مبارک وفرخنده ی بانوی دوعالم حضرت فاطمه

زهرا سلام الله علیها برندارید.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حدس بزنید جایزه بگیریدهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهورا

 

 

 

 

 

تقلب قبول نیست...ازپسرم نپرسید اجازه نمیدم برسونهخندهخنده

 

 

ان شاالله به عروسی تک تک مخاطبان مجردم

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/٩ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ توسط عمه نظرات () ]

الهی مراعاشق جمالش بگردان

بسم الله الرحمن الرحیم

 

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند

خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش

جای آن است که خون موج زند در دل لعل

زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش

بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود

این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

ای که در کوچه معشوقه ما می‌گذری

بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش

آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل

جانب عشق عزیز است فرومگذارش

صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه

به دو جام دگر آشفته شود دستارش

دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود

ناز پرورد وصال است مجو آزارش

اللهم عجل لولیک الفرج

دلم هوای بهاری میخواد


وچنین شادی کودکانه ای

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۸ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ توسط عمه نظرات () ]