باشو:این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست

گرنگهدار من آنست که من میدانم شیشه را دربغل سنگ نگه میدارد!

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعداز6سال نازایی خداوند دردوسال متوالی دوپسر بهش عنایت نمود

.خرداد69 بعداز گرفتن

کارنامه قبولی پسران با اجازه والدین ، همراه عمه به منزل عمه وعموها

که در رودبار گیلان بوده عزیمت کردند.موقع رفتن دوتا جوجه ای راکه

روزقبل ازبازارخریده بودند راهم می برندتا درمدتی که اونجاهستند

درقفس نگهداری کنند.شب تی وی برنامه فوتبال داشت واین بچه هاهم

همراه عموها سرگرم تماشا بودندکه به ناگهان زمین برخود لرزید وگویی

تمام کوههای اطراف برسرشان آوارشد.سکوتی مرگبار تاصبح شهر

رافراگرفت ساعت11 صبح مسئول وقت استان متوجه وخامت شد

وازطریق رادیو اعلام گردید....وقتی بعدازکلی حفاری به بالین دوکودک که

درآغوش هم جان سپرده بودند رسیدن همه ی افرادحاضر ازشگفتی

حادثه بیشتر برخودلرزیدند.چون وقتی آوارها کناررفت بعداز24 ساعت

درگوشه ای ازاتاق قفس جوجه ها که درآن زنده وجیک جیک میکردند

پیداشد.

لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٢٢ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ توسط عمه نظرات () ]